به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از وال استریت ژورنال، ویکتور بوت، دلال اسلحه روسی معروف به «تاجر مرگ»، تقریباً دو سال پیش در معاملهای با مسکو برای بریتنی گرینر، ستاره بسکتبال آمریکا، از زندان ایالات متحده آزاد شد. اکنون او دوباره به کار خود بازگشته و سعی دارد فروش سلاحهای سبک به شبهنظامیان حوثی یمن، تحت حمایت ایران، را تسهیل کند.
این مرد ۵۷ ساله که گفته میشود زندگیاش الهامبخش فیلم هالیوودی «ارباب جنگ» با بازی نیکلاس کیج در سال ۲۰۰۵ بوده، دههها به فروش سلاحهای ساخت شوروی در آفریقا، آمریکای جنوبی و خاورمیانه مشغول بود تا اینکه در سال ۲۰۰۸ در یک عملیات ضربتی نیروهای انتظامی ایالات متحده دستگیر شد.
برای سالها، حوثیها عمدتاً یکی از نیروهای نیابتی ایران در منطقه شناخته میشدند. اما تحولات دو سال اخیر یک پرسش مهمتر را مطرح میکند: آیا رابطه حوثیها با روسیه در حال تبدیل شدن به یک همکاری تاکتیکی است که ممکن است اهمیت آن از وابستگی سنتی این گروه به ایران هم فراتر برود؟
وال استریت ژورنال در اکتبر ۲۰۲۴ گزارش داد که روسیه اطلاعات ماهوارهای مربوط به کشتیها را در اختیار حوثیها قرار داده تا آنها بتوانند اهداف خود را در دریای سرخ دقیقتر انتخاب کنند. ادعاهای دیگر هم از حضور و کمک فنی نیروهای روس در مناطق تحت کنترل حوثیها حکایت داشته است.
این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر ایران برای حوثیها تأمینکننده اصلی تسلیحات و پشتیبانی راهبردی باشد، روسیه میتواند در حال تبدیل شدن به تأمینکننده اطلاعات و ظرفیت عملیاتی باشد. این دو نقش الزاماً رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه میتوانند مکمل هم باشند و حتی در صورت فرسایش ایران بر اثر جنگ و محاصره دریایی پیوندهای روسیه با حوثیها را تقویت کنند!
یک نشانه دیگر، شکلگیری ارتباطات انسانی و سیاسی میان دو طرف است؛ تحقیقات فایننشال تایمز از جذب صدها یمنی برای جنگ اوکراین از طریق شبکههایی مرتبط با حوثیها خبر داده است؛ موضوعی که نشان میدهد ارتباط مسکو با شبکههای مرتبط با حوثیها صرفاً در سطح نظامی و اطلاعاتی باقی نمانده است. ضمن اینکه ویکتور بوت هم وارد داستان شده و مسئولیت سنگین تأمین سلاح حوثیها را بر عهده گرفته است.
در این میان، اشاره تلویحی دیمیتری مدودف به ضرورت بسته شدن تنگه بابالمندب را میتوان یک «فکت مستتر» در نظر گرفت؛ یعنی فارغ از اینکه مسکو رسماً چه میزان از عملیات حوثیها را تأیید میکند، در ادبیات راهبردی روسیه، بستهشدن این گذرگاه بهعنوان ابزاری برای افزایش فشار بر غرب قابل تصور و حتی مطلوب تلقی شده است!
اهمیت بابالمندب برای روسیه روشن است؛ حوثیها بدون آنکه خودشان توانایی رویارویی مستقیم با آمریکا را داشته باشند، میتوانند با ایجاد ناامنی در این گذرگاه، هزینه حضور نظامی آمریکا، هزینه بیمه و حملونقل و ریسک انرژی جهانی را افزایش دهند.

همین حالا نیز حملات حوثیها به زیرساختهای انرژی عربستان، از جمله تأسیسات جازان، بار دیگر نشان داده که این گروه قادر است ریسک ژئوپلیتیکی را مستقیماً وارد بازار انرژی کند که این امر نیز بسیار مطلوب روسیه است. بنابراین شاید مسئله این نباشد که حوثیها از ایران جدا شدهاند؛ بلکه مسئله مهمتر این است که مرکز ثقل همکاری خارجی آنها در حال چندلایهشدن است.
ایران همچنان ممکن است یک منبع مهم تسلیحات، آموزش و پشتیبانی باشد، اما روسیه میتواند اطلاعات، ارتباطات و ظرفیتهایی را در اختیار آنها بگذارد که مستقیماً برای فرسایش قدرت آمریکا در دریای سرخ کاربرد دارد.
از این منظر، حوثیها دیگر صرفاً «نیروی نیابتی ایران» نیستند؛ بلکه میتوانند به یک ابزار مشترک برای هزینهسازی علیه آمریکا و غرب تبدیل شوند؛ ابزاری که ایران ظرفیت آن را ایجاد کرده و روسیه میتواند از آن برای اهداف ژئوپلیتیکی خود بهره بگیرد.
در این شرایط میتوان این سوال را طرح کرد که آیا روسیه توانسته است بدون ایجاد یک نیروی نیابتی جدید، بخشی از ظرفیت موجود حوثیها را در خدمت رقابت خود با آمریکا قرار دهد؟ اگر پاسخ مثبت باشد با تصویری جدید مواجه میشویم؛ حرکت از «محور مقاومت» وابسته به ایران به سمت نوعی «شبکه چندحامی ضد غرب» که میتواند مورد استفاده قدرتهایی نظیر روسیه قرار گیرد؛
شبکهای که بازیگران مختلف میتوانند بدون کنترل کامل یکدیگر، از ظرفیت مشترک آنها علیه رقیب استفاده کنند!مواجهه حوثیها با عربستان تا حد زیادی سمت و سوی این تصویر جدید را مشخص خواهد کرد.